۱۳۸۶ آبان ۱۲, شنبه

نقاشي و مديريت

تجربیات شخصی من در مدیریت :

کاربرد نقاشی در مدیریت

مدیر باید نقاش خوبی باشد.مدیر باید بتواند مفاهیم نامحسوس را تشخیص داده و نقاشی کند.یعنی توسط نقاشی کردن، به مفاهیم پنهان سازمان عینیت ببخشد.اینگونه است که میتوان بر روی ارتباطات، تاثیرات و نحوه بهینه سازی مفاهیم بحث و بررسی نمود.نقاشی کردن کمک میکند آنچه را در ذهن داریم به تصویر کشیده و به صورت مصور برای سایرین بیان نماییم.یک مدیر برای اینکه نقاش خوبی باشد باید چندین مهارت داشته باشد :

باید بتواند مفاهیم و کارکردهایی را که شبیه یکدیگر هستند در یک گروه گرد هم آورده و برای آنها شکل و نام مشترکی طراحی و انتخاب نماییم.این کمک میکند که مدل مساله ساده تر شود.شاید بتوان به آن مهارت انتزاع سازی گفت.مدیر باید بتواند مفاهیم ظاهرا متفاوت را که در اصل به هم مرتبط و شبیه میباشند تشخیص دهد و آنها را در یک گروه قرار دهد.

نقاش خوب کسی است که میتواند مفاهیمی را که اشتباها در هم ادغام شده اند، از هم تفکیک نماید.گاهی میبینیم که یک فرایند یا یک عملکرد واحد در سازمان، ترکیبی از چند مفهوم مهم هستند که در سایه قرار گرفته اند.مدیر با هنر تفکیک سازی خود باید بتواند این مفاهیم ترکیب شده را از هم تفکیک نماید و هر یک را جداگانه بر روی کاغذ به تصویر بکشد تا بتوان آنها را بیشتر و واضحتر تحلیل و بررسی نمود.

مدیر باید تایید کننده خوبی باشد

بسیاری از اوقات در سازمان ایده ها و حرکتهای جدیدی توسط افراد لایه های مختلف مطرح میشود.ایده ای که توسط یک نفر مطرح میشود مانند حرکتی داوطلبانه خود جوش میباشد.مدیر برای آنکه خود و سازمان را از این ایده ها بهره مند سازد فقط کافیست که تایید نماید.مدیر باید اکثریت نظریات و پیشنهادات را تایید نماید.این مساله کمک میکند تا پرسنل به خود جرات فکر کردن و عمل کردن بدهند.بسیاری از حرکتهای خود جوش به علت مخالفتهای محتاطانه مدیر از ابتدا از بین میروند.بسیاری از اوقات کافیست که مدیر فقط تایید نماید تا حرکت جدید آغاز شود.شاید بتوان گفت مدیری که تایید کننده خوبی است در واقع قسمت بزرگی از وظایف خود را انجام داده است.

۱ نظر:

Ronak گفت...

در مقیاس وسیع تر که هر کس مدیر زندگی خویش است، زندگی یک بوم نقاشی سفید است و این مائیم که بر آن نقش می زنیم!