‏نمایش پست‌ها با برچسب نگاه ژرف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نگاه ژرف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

اعترافات یک ذهن ناخودآگاه

شاید بتوانم با آنچه هستم تو را راضی نمایم اما هیچ وقت نمی توانم با آنچه نیستم، ناخودآگاه غیر قابل کنترل و حقیقت یاب تو را متقاعد کنم.
شاید بتوانم باکارهایی که کردم چهره ام را زیبا کنم اما هیچ وقت نمی توانم با کارهایی که نکردم، از خودم در ناخودآگاه تو چیزی بر جای بگذارم.
شاید بتوانم با حرف هایی که نزدم خودم را پشت نقاب افکارم قایم کنم، اما حرفهایی که زدم بهتر از هر چیزی آنها را نمایان ساخت.
شاید بتوانم با ادعاهایم تو را راضی کنم، غافل از اینکه آنها ادعایی بیش نبودند که با گفتن آن، ضعفم را در برابرشان بازگو می کردم.
برای همین است که ترجیح میدهم بیشتر از پیش ساکت باشم

۱۳۸۶ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

جغرافياي پر حادثه

جغرافياي ايران جغرافياي پر تردد و پر حادثه اي است.جغرافياي تضاد پروريست.بيشترين تردد بيگانگان اينجا بوده.بيشترين ذخيره منابع اينجاست.اين روند تاريخي پر هيجان،پر جنگ و پر تلاطمي كه جغرافياي استراتژيك ايران طي نموده، از فرهنگ ايراني اين رو ساخته :
(شايد حق داريم!)
1- شديدا به ديگران و به دولتهامون بد بين هستيم
2- هركي فكر ميكنه خودش رييسه
3- زود باور ميكنيم
4- زود خوشبين ميشيم
5- خيلي سريع بدبين ميشيم
6-زود قضاوت ميكنيم
7-به همه چيز و همه كس معترض هستيم
8- هميشه فكر ميكنيم كسي يا چيزي پشت قضيه هست كه خوب مارو نميخواد
9-نميتونيم اعتماد كنيم

البته نكات خوب هم در فرهنگ ايراني زياده كه در پست ديگري خواهم گفت.بهترينش همون ديدگاه كل نگر انه به هستي ميباشد .

فقط بلديم اعتراض كنيم!

اول وضعيت نابسامان بود.راضي نبوديم.طبق انتظارمون نبود.
مدتي گذشت كم كم ياد گرفتيم اعتراض كنيم.نقد كنيم تحليل كنيم.خرده بگيريم.تا حالاش خوب بود.چونكه حق و حقوق مسلم خودمونو فهميده بوديم.
بعد از مدتي به اعتراض كردن عادت كرديم!ديگه حالا شب و روز اعتراض ميكرديم.اگه يه روز اعتراض نميكرديم شب خوابمون نميبرد.
هرچي ديديم اعتراض كرديم.از نون و سبزي گرفته تا بنزين و سياست و اقتصاد.
سيستم تغييير كرد.داد زد گفت من دارم خوب ميشم اصلاح ميشم!تغييرات منو ببينيد!
ولي گوش ما كه بدهكار نبود چونكه عادت كرده بوديم كه فقط اعتراض كنيم.آخه هيچي راحتتر از اعتراض كردن نيست كه.بالاخره هر جايي يه مساله يا اشكالي پيش مياد و اينجاست كه همه معترض ميشن هركي يه جوري خرده ميگيره.
خلاصه سيستم هي تغيير ميكرد ولي ما حالا ديگه تغيير نميكرديم.به مرحله اي رسيديم كه ديگه خوب و بد رو همه بد ميديديم.
هيچ كاري سخت تر از قضاوت نيست.هيچ كاري سختتر از ديدن منصفانه نيست.هيچ كاري سخت تر از ديدن تمام زوايا باهم نيست.
هيچ كاري سخت تر از ديدن حقيقت نيست ولو اينكه برخلاف ديدگاه ما باشه.
اين عادت مثل يك آفت فرهنگ ايراني رو فراگرفته
درست!اعتراض كنيم ولي ببينيم سهم ما چيه و به سهم خودمون، خودمونو حداقل اصلاح كنيم.

۱۳۸۶ خرداد ۲۷, یکشنبه

اگر نفت نداشتيم چه ميشد؟

به نظر من هر ايراني كه به توسعه، بهره وري، كيفيت و پيشرفت فكر ميكند بايد روزي سه بار اين سوال را از خودش بپرسد كه :
" اگر نفت نداشتيم چه ميشد؟"
مهم نيست به چه جوابي ميرسد بلكه مهم اينست كه او را به فكر واميدارد!
اين سوال را بايد پرسيد و منصفانه در جستجوي راه حل آن بود.
اين سوال بايد در تمام لايه هاي جامعه جريان پيدا كند.مطمئنا نتيجه آن هرچه باشد به نفع همه است.
(توضيح براي مهندسين : اصلا اين نفت بد جوري تفكر مهندسي را از بين ميبرد)

۱۳۸۶ خرداد ۲۶, شنبه

مجموعه اي از چرا ها و چراها و چراها؟؟؟

فايلي كه در لينك آن در زير ارائه شده است ، مجموعه اي بسيار زيبا از چرا ها و مقايسه هاست كه در جامعه كنوني ما وجود دارد.نميدانم جمع اوري اين چراها كار چه كسي است و لي هر كسي بوده با نكته بيني و ريز بيني زيبايي موارد و مسائل اجتماع ما را مشاهده كرده و براي هر كدام يك چرا مطرح كرده.من كه خودم خيلي لذت بردم.
پرسيدن و چرا گفتن و مقايسه كردن كار خوبي است به شرطي كه منجر به راه حل شود.يعني چرا گفتن ما را به سمتي هدايت كند كه ريشه يابي كنيم.مقايسه كردن هم بايد همين كاركرد را داشته باشد.اگر عادت كنيم صرفا مقايسه كنيم و بازهم مقايسه كنيم دچار يك نوع دور باطل ميشويم.
دليلي ندارد كه همه موارد را قبول كنيم.مهم اينست كه با ديدگاهي منصفانه دليل آنها را ريشه يابي كنيم و بازهم از خودمان بپرسيم آيا آنچه كه گفته صحيح است؟ و دليل آن چه ميتواند باشد؟
لزومي ندارد خودمان را با جوامع ديگر هم مقايسه كنيم.چه بسا آنها هم همين مشكل را داشته باشند.فقط كافيست قضاوت كنيم كه آيا اين يك معضل است يا نه و اگر معضل است چگونه آن را ميتوان بهبود داد.
فايل متني را از اينجا ميتوانيد دانلود كنيد

۱۳۸۵ آبان ۳۰, سه‌شنبه

مديريت تكنولوژي - انتقال تكنولوژي

قبلش بگم اونایی که میخوان در مورد مطلب مدیریت تکنولوژی و انتقال تکنولوژی مستقیما چیزی بخونن می تونن یه پست دیگه وبلاگم رو هم ببینن با این آدرس :
http://iust-mba.blogspot.com/2007/01/blog-post_16.html
اینی که در ادامه میگم تفسیر خودم از ماجرا هستش :
ميدانيم كه قسمت عمده اي از تكنولوژي در كشورهاي پيشرفته ايجاد و مديريت ميشود و ميدانيم كه آن كسي(كشوري) كه سازنده چيزي است بهتر از هر كس ديگري ميداند كه چرا آنرا ساخته و چه استفاده اي دارد. در واقع مسير واقعي ايجاد و توسعه يك تكنولوژي از تشخيص نياز تا طرح اوليه و نهايتا ايجاد آنرا ، سازنده آن طي كرده و بهتر از هر كس ديگري بر جنبه هاي مختلف آن احاطه دارد.حال طرف دومي (كشوري كمتر توسعه يافته) قصد خريد يا انتقال يا اخذ كمك تكنولوژيكي دارد.در اينجا طرف دوم اولين فرقي كه با سازنده تكنولوژي دارد اينست كه نميداند نطفه ايجاد آن تكنولوژي بر اساس چه نيازي ايجاد شده و چه مسيري تا بلوغ را طي كرده است.همين عدم آگاهي از سرچشمه ها و مسيرهاي توسعه آن تكنولوژي اولين پتانسيل فهم غلط از آن تكنولوژي را ايجاد ميكند و ممكن است يادگيرنده را به سمت ديدگاهي ابزار-گرا سوق دهد و پايه هاي انتقال تكنولوژي درست بنا نشود.ميبينيم كه طرف دوم در فرايند انتقال تكنولوژي دچار پديده تكنولوژي-زدگي شده و نهايتا صاحب فهمي عمدتا ابزار-گرا و نه كاركرد-گرا و مفهوم-گرا از تكنولوژي ميشوند.اين فهم ابزار-گرا كه به بيشتر مربوط به لايه هاي فيزيكي انتقال تكنولوژي ميباشد در تمامي لايه هاي آن سازمان يا كشور نفوذ مينمايد(لايه هاي دانشگاهي، صنعتي ، ترجمه متون علمي ، گفتگوهاي مردمي و...)
اين مساله در محيطهاي دانشگاهي هم وجود دارد.به گفته يكي از استادان اينجانب در كشورهاي توسعه يافته هنگامي كه دانشجو رشته اي فني را آغاز مينمايد سعي ميشود در ابتدا ديدگاهي مفهومي ، جامع ،فلسفي و سيستمي نسبت به آن رشته به دانشجو منتقل شده تا اهداف و رويكردهاي آكادميك و پژوهشي رشته بيشتر تبيين شود.منتها در كشورهاي كمتر توسعه يافته ميبينيم كه گرايش عمدتا به آموزش مفاهيم صرف تئوري يا آموزش نحوه استفاده از تكنولوژي و ابزارهاي مربوطه ميباشد(آموزش ابزار-گرا).حال اين مساله از جهتي ديگر هم به سود كشورهاي توسعه يافته ميباشد و آن اينكه مهاجران دانشگاهي نخبه كشورهاي كمتر توسعه يافته بهترين كاربران تكنولوژي (كارگران علمي) براي استفاده و توسعه تكنولوژيهاي نو در كشورهاي توسعه يافته ميباشند و آن 1% در اصل پارنتو هميشه در اختيار خودشان(پيشرفته ها) است.
توضيح : اصل پارنتو اشاره ميكند كه از هر 100 كار ، درصد بسيار كمي از آن با ارزش بوده و چرايي كارها را بررسي ميكند.