‏نمایش پست‌ها با برچسب تکنولوژی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تکنولوژی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات

اگر تجربیات خود در زمینه فناوری اطلاعات را خلاصه کنم می توانم آنها را در چهار روند زیر ارائه نمایم.آنچه هم اکنون در حال اتفاق افتادن است و لازم است در برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات به آن توجه شود :
مشتری مداری : کاربران نهایی سیستم نرم افزاری در واقع مشتریان اصلی سیستم می باشند.گاهی ممکن است کاربران سیستم پیشنهادات و نیازهایی را مطرح نمایند که از دیدگاه طراح سیستم عجیب و نامانوس باشد.اما با کمی تامل بر روی این نیازها می توان سرنخ های جدیدی را در توسعه سیستم یافت.در واقع موفقیت یک سیستم بستگی به رضایت خاطر کاربران در استفاده از آن می باشد و لذا توجه کامل به نیازهای مشتریان سیستم می تواند تاثیر بسیار مثبتی در بهبود سیستم داشته باشد.به توسعه دهندگان سیستم پیشنهاد می شود، توجه به نیازهای مشتری یا در واقع مشتری مداری را در سرلوحه اهداف خود قرار دهند.
تغییر نیازها، جزء تغییر ناپذیر سیستم ها می باشد : به علت خاصیت تغییرپذیری سیستمها ، متدولوژی های جدیدی که در دنیای فناوری اطلاعات معرفی می شود، عمدتا بر پایه توسعه و آزمایش سریع می باشد.نمونه ای از آنها متدولوژی Agile می باشد که هم اکنون در شرکتهای نرم افزاری برای توسعه سریع سیستم ها استفاده می شود.لذا پیشنهاد می شود در طراحی سیستم، دیدگاه توسعه سریع را هم مدنظر داشته باشید.یعنی سعی نمایید به طور پیوسته ماکت هایی نیمه واقعی از سیستم را ایجاد نموده و به مشتری ارائه نمایند تا بتوانند سریعا از نیازهای اصلی یا جدید و تغییرات لازم مطلع شوند.به بیان دیگردر فرایند توسعه سیستم همواره با مشتری در ارتباط بوده و او را از آنچه که قرار است تحویل بگیرد آگاه سازند.
هوش تجاری : هم اکنون مباحث هوش تجاری در دنیای فناوری اطلاعات در کانون توجهات قرار دارد و برای آنها برنامه ها و ابزار های متنوعی ساخته شده است.هوش تجاری اصطلاحا به مجموعه ای از روشها ابزارها اتلاق می شود که در پی ایجاد ارتباط هم افزا بین اطلاعات پراکنده موجود در سازمان می باشند تا بتوانند از طریق اتصال و تحلیل اطلاعات سیستم های مختلف، به اطلاعات جدید و مفیدی در مورد حال و آینده سازمان دست یابند.پیشنهاد می شود در طراحی و توسعه سیستم های خود همواره بحث هوش تجاری را مد نظر قرار داده و آخرین پیشرفتها را در این زمینه تعقیب نمایید.یکی از تکنولوژی هایی که اخیرا در این زمینه مورد توجه قرار گرفته، تکنوژی share point می باشد که توسط شرکت مایکروسافت ایجاد شده است.
ابزار های آماده : شاید بتوان گفت که مهارت استفاده صحیح از ابزارهای ایجاد شده و آماده در فناوری اطلاعات بیشتر از ساخت مجدد آنها اهمیت دارد.در زمینه سیستم های مدیریت پروژه ابزارهای بسیار مفیدی ساخته شده است که تهیه و استفاده صحیح از آنها می تواند به میزان بسیاری در زمان لازم برای توسعه سیستم صرفه جویی ایجاد نماید.


۱۳۸۶ فروردین ۱۳, دوشنبه

ارائه اینترنت پر سرعت توسط گوگل Tisp


بروید ببینید این غول اینترنتی چگونه ارتباط پرسرعت اینترنتی(از طریق تکنولوژی Tisp( ارائه میدهد.آنهم تا 8 Mbps سرعت دانلود به صورت مجانی!!!
برای سرعت 32 Mbps فقط ماهی 24 دلار میگیرد!!
در قسمت سوال و جواب گفته است هزینه ارائه سرویس مجانی آنرا از طریق تبلیغات برای سلامتی مشتریانش بدست می آورد و اگر درست متوجه شده باشم وضعیت سلامتی مشتریانش را هم از روی مدفوعات توالتی آنها بدست می آورد.آخر این تکنولوژی از شبکه های فاضلاب برای برقراری ارتباط استفاده میکند.
تعرفه هایش را ببینید :
Trickle The #2 Royal Flush

Download speed (max)

8 Mbps
(10X basic DSL)

16 Mbps
(20X basic DSL)

32 Mbps
(40X basic DSL)

Upload speed (max)

2 Mbps

4 Mbps

8 Mbps

Price

Free

$9.95/mo.

$24.95/mo.

همانطور که در فلسفه کسب و کارش(پست قبلی) گفته است دو اصل نوآوری و راحتی مشتری همیشه سرلوحه کارشان بوده است

۱۳۸۵ دی ۲۶, سه‌شنبه

درس مديريت فناوري و نوآوري - مدیریت انتقال تکنولوژی


چكيده اي از آموخته هاي من از درس مديريت فناوري و نوآوري-مدیریت انتقال تکنولوژی-استاد: دكتر محمد علي شفيعا - دانشگاه علم و صنعت ايران :
ياد گرفتيم كه به مساله تكنولوژي در سازمان خود به عنوان يك موضوع مهم بنگريم.يعني مبحث تكنولوژي را كه قبلا فقط به عنوان مساله اي مهم قبول داشتيم ، هم اكنون آنرا به عنوان يك سوژه يا ابژه (Object) كه داراي معني و هويت ويژه اي ميباشد بنگريم.دانستيم كه تكنولوژي يكي از مزاياي رقابتي بسيار مهم بنگاه ميباشد لذا احتياج به مديريت، تدوين راهبرد و توسعه دارد.
آموختيم ما كه در كشورهاي در حال توسعه زندگي ميكنيم و نياز داريم كه از دنياي توسعه يافته ها تكنولوژي اخذ نماييم، بايد هوشيار باشيم كه اين فرايند انتقال 4 لايه دارد(از فيزيكي تا نفساني) از لايه سطحي چه (What) تا لايه عميق خود انگيزشي(Care Why) . بايد آگاه باشيم كه طبق اصل پارتو هميشه از 100% يك دانش علمي يا يك تكنولوژي خاص، تنها 20% آن ارزشمندتر است و از آن 20% ،تنها 1% آن از همه باارزشتر و نفيستر ميباشد.لذا ما كه ميخواهيم آن تكنولوژي را دريافت نماييم بايد با همكاري دانشگاه ها و بخش تحقيق و پژوهش، مكانيزمي را در فرايند انتقال طراحي نماييم كه ما را در مسير توانا شدن (نه فقط ماهر شدن) هدايت كند.در مسيري كه به سمت مالك شدن آن تكنولوژي پيش برويم و بتوانيم آنرا توسعه داده و به مرحله نوآوري برسيم.
ايجاد كننده تكنولوژي بهتر از هر كسي فرايند ايجاد تكنولوژي را از مرحله كشف نياز تا مرحله توسعه و باروري ميداند(لايه care why – آن 1% با ارزش) و برعكس، دريافت كننده تكنولوژي از همه بيشتر در معرض خطر سطحي زدگي(لايه what know- آن 80% كم ارزش) ميباشد. لذا در مرحله دريافت ممكن است به آن 80% كم ارزش اكتفا نمايد.
در فرايند انتقال تكنولوژي از كشورهاي توسعه يافته به در حال توسعه ها ، كشورهاي دهنده تكنولوژي بيشتر تمايل دارند تا آن قسمت از تكنولوژي كه جزو 80% كم ارزش ميباشد انتقال يابد و آن 1% بسيار ارزشمند را نزد خود نگه ميدارند.
در خلال درس استاد ما را به مفاهيم غني نهفته در دو لغت transfer و Convey جلب نمودند.شايد در ظاهر هم معني به نظر آيند منتها در نهان داراي يك تفوت بسيار اساسي ميباشند.در convey منظور اينست كه تكنولوژي همراه تمامي مكانيزمهاي مديريتي و مهارتي آن منتقل شود و دريافت كنده را از نهفته هاي(Invisible) خردمندانه آن آگاه سازد.ولي در Transfer منظور اينست كه تكنولوژي در سطح مهارت ها و لايه هاي عمدتا فيزيكي انتقال يابد.به نظر اينجانب قسمت عمده اي از مفاهيم درس در تفاوت مفهومي اين دو لغت نهفته است.
از گفته ها و هشدارهاي استاد در كلاس درس آموختيم : قبل از اينكه بخواهيم تكنولوژي را وارد نماييم بايد بررسي دقيقي از نيازهاي داخلي و شرايط محيطي و تواناييها و پتانسيلهاي توسعه داخلي بعمل آيد. قبل از ورود تكنولوژي، عمليات پردازش بر روي آن انجام شود.براي اين مساله بر روي مناطق پردازش واردات تحقيق نموديم(Import Processing Zone-IPC).پردازشي كه در اين مناطق بر روي واردات انجام ميشود باعث ميشود تكنولوژي بيشترين سازگاري را با شرايط بومي پيدا كرده و مسير مالكيت و توسعه آن هموارتر شود.
آموختيم كه در هنگام مذاكره بايد بسيار دقيق بوده و به تمامي جوانب مساله نگاه كرد.تيم مذاكره كننده بايد بسيار قوي بوده و بر تمامي جنبه هاي حقوقي و فني كار احاطه داشته باشد.
پاركهاي فناوري در فرايند ايجاد ، توسعه و تجاري سازي تكنولوژي نقش مهمي دارند.اين پاركها پلي ميان دانشگاه و صنعت ميباشند.اين پاركها بهترين مكان براي رشد و توسعه تكنولوژي ميباشند.نمونه اي بسيار موفق از آنها دره سيليكون(silicon valley) در آمريكا ميباشد كه با حمايتهاي دولتي آغاز به كار نمود و نهايتا تبديل به مركز فناوريهاي پيشرفته دنيا شد.
اهميت خوشه هاي صنعتي و نقش آنها در افزايش توان رقابتي شركتهاي داخلي را آموختيم.اين خوشه ها از مجموعه اي از شركتهاي صنعتي كوچك و متوسط (SME) تشكيل شده اند كه با ايجاد ارتباط باهم و ايجاد سينرژي توانايي هاي رقابتي خود را افزايش ميدهند.
آينده شناسي براي يك مدير فناوري در دنياي امروز كه سريعا در حال تغيير و تحول ميباشد بسيار مهم است.مدير فناوري بايد بتواند آينده را پيش بيني كند تا توان خود را در برابر تغييرات افزايش دهد.بايد در برابر آينده و تغييرات احتمالي واكنشي فعالانه و پيش دستانه داشته باشد.توجه به آينده باعصث تقويت شم مشكل شناسي مدير شده و اقدامات پيشگيرانه را تقويت مينمايد.
لازم است هر كشوري در زمينه فناوري اطلاعات و در سطح ملي براي خود سياستي جامع تدوين نمايد.سياست فناوري شامل تمامي خط مشي ها و سياستها و روند هايي است كه قرار است در زمينه ابداع وتوسعه و حمايت تكنولوژي داخلي و واردات تكنولوژي خارجي صورت گيرد. اين سياست بايد از متخصصين داخلي و مراكز پژوهشي داخلي حمايت نموده و در راستاي اعتلاي تواناييهاي داخلي گام بردارد. بايد وضعيت آينده تكنولوژي در سياست ديده شده باش.
يكي از مهمترين فعاليتهاي يك مدير فناوري تدوين يك راهبرد براي فناوري ميباشد. وظيفه يك راهبرد ترسيم خطوط كلي و دراز مدت و حساس تكنولوژي ميباشد.در تدوين يك راهبرد بايد نگاهي دقيق و موشكافانه و هدفمند به آينده (دور دستها) داشته باشيم.بايد نگاهي دقيق به تواناييهاي و ضعفهاي داخلي و همچنين تغييرات محيطي داشته باشيم.راهبرد ماهيتا دراز مدت ، خردمندانه و هدفدار تنظيم ميشود.مسيري را براي نيل به اهداف راهبردي آينده ترسيم مينمايد.بسيار مهم است كه يك مدير فناوري بتواند راهبردي فكر كند راهبردي ببيند و راهبردي برنامه ريزي كند.راهبرد بايد آينده شناسانه باشد.واكنشي فعالانه نسبت به آينده داشته باشد.به عنوان مثال ميتوان به راهبرد شركت google نگاه كرد : " دسترسي online به همه چيز (every thing) ". چون ميداند كه آينده به اين سمت در حركت است.از اين لحاظ ميبينيم شركت مايكروسافت عقب افتاده چون هنوز درگير برنامه هاي خانگي (Desktop Application) خود است لذا در سالهاي اخير در جهشي قصد دارد تمام برنامه هاي خود را مبتني بر اينترنت نمايد.ميبينيم كه در فاز اول برنامه هاي Office خود را كلا مبتني بر اينترنت نموده و كاربر نيازي به نصب آن بر روي سيستم خانگي خود ندارد.اين يعني يك راهبرد چند ساله.
راهبرد فناوري بايد با راهبرد كسب و كار همراستا (Align) باشد.بايد در زنجيره ارزش سازمان نقش داشته باشد.بايد در كسب مزيت رقابتي نقش داشته باشد.
در فصل قراردادها انواع قراردادهاي انتقال فناوري را ديديم.آموختيم كه در نوع و ماهيت عقد قرارداد بايد بسيار دقت نمود.ناملايمات تحميلي از جهان صنعتي را ديديم كه بايد توجه داشت.نهايتا اينكه بهترين نوع قرارداد اينست كه تمامي مسائل مربوطه در انتقال فناوري در آن ديده شود و دريافت كننده را در مسير توانا شدن و مالك شدن و نو آور شدن قرار دهد.نحوه عقد يك قرارداد ميتواند سرنوشت يك پروژه را كاملا دگرگون كند لذا بهتر است در مرحله عقد قرارداد تمامي دقتهاي لازم انجام شود(اعم از : آموزشهاي لازم، پشتيباني لازم، مدت قرارداد، عمر فناوري، قيمت، روش انتقال و...)
يكي ديگر از مهمترين فصلهاي جزوه فصل 8 ميباشد با موضوع جذب، محافظت و انتشار فناوري و مالكيت معنوي.بعد از دريافت يك فناوري تازه مجموعه اي از اقدامات لازم است توسط كشور دريافت كننده صورت گيرد تا بيشترين بهره وري از اين فناوري بعمل آيد.به اين معني كه دريافت كننده تواناييهاي خود جهت جذب و حفظ اين فناوري را افزايش دهد.بعد از فرايند انتقال اين مرحله مهمترين مرحله كار ميباشد.جذب فناوري تلاش ميكند فناوري را بومي سازد، منابع انساني و آموزشهاي لازم را تامين نمايد، بخش پژوهشي را در راستاي شناخت، انتخاب و توسعه فناوري فعال نمايد، نتايج را مستند نمايد (مستند سازي مراحل انتقال و نتايج از مهمترين مراحل كار ميباشد) و خلاصه اينكه توانايي دريافت كننده را جهت هضم (Digest) فناوري افزايش دهد.طبق تحقيقي كه استاد درس جهت تمرين مشخص نمودند به اين نتيجه رسيديم كه شاخصهاي جذب فناوري(Technology Achievement Index) مبتني بر 4 شاخص كلي ميباشند :
1.      ايجاد تكنولوژي جديد
2.      انتشار نو آوريهاي اخيرdiffusion of recent tech
3.      انتشار نو آوريهاي قديم diffusion of old tech
4.      ايجاد مهارت در افراد براي بهره گيري از تكنولوژي human skill
فن بازارها را شناختيم : بازارهاي كه در آنها فناوري مبادله تجاري ميشود.محلي كه دارندگان و طالبان تكنولوژي همديگر را ملاقات ميكنند.جريان تكنولوژي را تسهيل مينمايد.براي دستاوردهاي پژوهشي بازارساري ميكند.اطلاعات مختلف فناوري را از مشاوران ميتوان گرفت.
مالكيت معنوي را به صورت بازتري مورد تحليل قرار داديم.مالكيتي مشتمل بر فراورده هاي فكري، حق اختراع، علائم تجاري، طرحها و مدلهاي صنعتي. انواع مختلفي دارد كه در جزوه كاملا بحث شده است.اهميت توجه به نظام مالكيت معنوي باعث حمايت از افراد خلاق و تشويق آنها به انديشيدن ميشود.فرهنگ نو آوري را توسعه ميدهد.از سرقتهاي ذهني جلوگيري ميشود.زيرا افراد ميدانند كه از فراورده هاي فكري آنها حراست خواهد شد.
 توضیحات : تفسیر خودم از ماجرا را در این مطلب نوشتم : http://iust-mba.blogspot.com/2006/11/blog-post_21.html


۱۳۸۵ آبان ۳۰, سه‌شنبه

مديريت تكنولوژي - انتقال تكنولوژي

قبلش بگم اونایی که میخوان در مورد مطلب مدیریت تکنولوژی و انتقال تکنولوژی مستقیما چیزی بخونن می تونن یه پست دیگه وبلاگم رو هم ببینن با این آدرس :
http://iust-mba.blogspot.com/2007/01/blog-post_16.html
اینی که در ادامه میگم تفسیر خودم از ماجرا هستش :
ميدانيم كه قسمت عمده اي از تكنولوژي در كشورهاي پيشرفته ايجاد و مديريت ميشود و ميدانيم كه آن كسي(كشوري) كه سازنده چيزي است بهتر از هر كس ديگري ميداند كه چرا آنرا ساخته و چه استفاده اي دارد. در واقع مسير واقعي ايجاد و توسعه يك تكنولوژي از تشخيص نياز تا طرح اوليه و نهايتا ايجاد آنرا ، سازنده آن طي كرده و بهتر از هر كس ديگري بر جنبه هاي مختلف آن احاطه دارد.حال طرف دومي (كشوري كمتر توسعه يافته) قصد خريد يا انتقال يا اخذ كمك تكنولوژيكي دارد.در اينجا طرف دوم اولين فرقي كه با سازنده تكنولوژي دارد اينست كه نميداند نطفه ايجاد آن تكنولوژي بر اساس چه نيازي ايجاد شده و چه مسيري تا بلوغ را طي كرده است.همين عدم آگاهي از سرچشمه ها و مسيرهاي توسعه آن تكنولوژي اولين پتانسيل فهم غلط از آن تكنولوژي را ايجاد ميكند و ممكن است يادگيرنده را به سمت ديدگاهي ابزار-گرا سوق دهد و پايه هاي انتقال تكنولوژي درست بنا نشود.ميبينيم كه طرف دوم در فرايند انتقال تكنولوژي دچار پديده تكنولوژي-زدگي شده و نهايتا صاحب فهمي عمدتا ابزار-گرا و نه كاركرد-گرا و مفهوم-گرا از تكنولوژي ميشوند.اين فهم ابزار-گرا كه به بيشتر مربوط به لايه هاي فيزيكي انتقال تكنولوژي ميباشد در تمامي لايه هاي آن سازمان يا كشور نفوذ مينمايد(لايه هاي دانشگاهي، صنعتي ، ترجمه متون علمي ، گفتگوهاي مردمي و...)
اين مساله در محيطهاي دانشگاهي هم وجود دارد.به گفته يكي از استادان اينجانب در كشورهاي توسعه يافته هنگامي كه دانشجو رشته اي فني را آغاز مينمايد سعي ميشود در ابتدا ديدگاهي مفهومي ، جامع ،فلسفي و سيستمي نسبت به آن رشته به دانشجو منتقل شده تا اهداف و رويكردهاي آكادميك و پژوهشي رشته بيشتر تبيين شود.منتها در كشورهاي كمتر توسعه يافته ميبينيم كه گرايش عمدتا به آموزش مفاهيم صرف تئوري يا آموزش نحوه استفاده از تكنولوژي و ابزارهاي مربوطه ميباشد(آموزش ابزار-گرا).حال اين مساله از جهتي ديگر هم به سود كشورهاي توسعه يافته ميباشد و آن اينكه مهاجران دانشگاهي نخبه كشورهاي كمتر توسعه يافته بهترين كاربران تكنولوژي (كارگران علمي) براي استفاده و توسعه تكنولوژيهاي نو در كشورهاي توسعه يافته ميباشند و آن 1% در اصل پارنتو هميشه در اختيار خودشان(پيشرفته ها) است.
توضيح : اصل پارنتو اشاره ميكند كه از هر 100 كار ، درصد بسيار كمي از آن با ارزش بوده و چرايي كارها را بررسي ميكند.