۱۳۸۵ آبان ۳۰, سه‌شنبه

مديريت تكنولوژي - انتقال تكنولوژي

قبلش بگم اونایی که میخوان در مورد مطلب مدیریت تکنولوژی و انتقال تکنولوژی مستقیما چیزی بخونن می تونن یه پست دیگه وبلاگم رو هم ببینن با این آدرس :
http://iust-mba.blogspot.com/2007/01/blog-post_16.html
اینی که در ادامه میگم تفسیر خودم از ماجرا هستش :
ميدانيم كه قسمت عمده اي از تكنولوژي در كشورهاي پيشرفته ايجاد و مديريت ميشود و ميدانيم كه آن كسي(كشوري) كه سازنده چيزي است بهتر از هر كس ديگري ميداند كه چرا آنرا ساخته و چه استفاده اي دارد. در واقع مسير واقعي ايجاد و توسعه يك تكنولوژي از تشخيص نياز تا طرح اوليه و نهايتا ايجاد آنرا ، سازنده آن طي كرده و بهتر از هر كس ديگري بر جنبه هاي مختلف آن احاطه دارد.حال طرف دومي (كشوري كمتر توسعه يافته) قصد خريد يا انتقال يا اخذ كمك تكنولوژيكي دارد.در اينجا طرف دوم اولين فرقي كه با سازنده تكنولوژي دارد اينست كه نميداند نطفه ايجاد آن تكنولوژي بر اساس چه نيازي ايجاد شده و چه مسيري تا بلوغ را طي كرده است.همين عدم آگاهي از سرچشمه ها و مسيرهاي توسعه آن تكنولوژي اولين پتانسيل فهم غلط از آن تكنولوژي را ايجاد ميكند و ممكن است يادگيرنده را به سمت ديدگاهي ابزار-گرا سوق دهد و پايه هاي انتقال تكنولوژي درست بنا نشود.ميبينيم كه طرف دوم در فرايند انتقال تكنولوژي دچار پديده تكنولوژي-زدگي شده و نهايتا صاحب فهمي عمدتا ابزار-گرا و نه كاركرد-گرا و مفهوم-گرا از تكنولوژي ميشوند.اين فهم ابزار-گرا كه به بيشتر مربوط به لايه هاي فيزيكي انتقال تكنولوژي ميباشد در تمامي لايه هاي آن سازمان يا كشور نفوذ مينمايد(لايه هاي دانشگاهي، صنعتي ، ترجمه متون علمي ، گفتگوهاي مردمي و...)
اين مساله در محيطهاي دانشگاهي هم وجود دارد.به گفته يكي از استادان اينجانب در كشورهاي توسعه يافته هنگامي كه دانشجو رشته اي فني را آغاز مينمايد سعي ميشود در ابتدا ديدگاهي مفهومي ، جامع ،فلسفي و سيستمي نسبت به آن رشته به دانشجو منتقل شده تا اهداف و رويكردهاي آكادميك و پژوهشي رشته بيشتر تبيين شود.منتها در كشورهاي كمتر توسعه يافته ميبينيم كه گرايش عمدتا به آموزش مفاهيم صرف تئوري يا آموزش نحوه استفاده از تكنولوژي و ابزارهاي مربوطه ميباشد(آموزش ابزار-گرا).حال اين مساله از جهتي ديگر هم به سود كشورهاي توسعه يافته ميباشد و آن اينكه مهاجران دانشگاهي نخبه كشورهاي كمتر توسعه يافته بهترين كاربران تكنولوژي (كارگران علمي) براي استفاده و توسعه تكنولوژيهاي نو در كشورهاي توسعه يافته ميباشند و آن 1% در اصل پارنتو هميشه در اختيار خودشان(پيشرفته ها) است.
توضيح : اصل پارنتو اشاره ميكند كه از هر 100 كار ، درصد بسيار كمي از آن با ارزش بوده و چرايي كارها را بررسي ميكند.

۵ نظر:

nono گفت...

امشب همين طوری نشستم بلاگتونو نگا کردم وقتی سیصدوشصت درجه شو گشتم دیدم نصف شبه! . باید بگم کار ارزشمندیه به شرطی که قول بدین ادامه ش بدين و تقریبا در هر شرایطی آپديتش کنین. راستش این کامنت آخری منو یاد حرفای استاد رانکوهی انداخت و تیکه هایی که سر کلاس پایگاه با یه طنز تلخ نثار جهان سوم(ان ام) و در راس اون همین ایران میکرد: "جغرافیای مصرف" ، "جغرافیای خالی بندی" و ...ترجمه هایی که دانشجویان رشته های مهندسی به جای پژوهش و تالیف و تحقیق به استادا میدن حتی توی تاپ ترین محیط های آکادمیک، به قول استاد بهش باید بگیم: "ترجمه سرخپوستی" یا "ترجمه برای سیارات" که حتی نمی تونه اون تکنولوژی رو اون طوری که هست توصیف کنه!
ما فقط دلمون خوشه که تو دانشگاه های اینجا یا هر کشور جهان 3 رشته های مهندسی آموزش داده میشه!
کاش از همون یک درصده محروم بودیم چون حتی فرهنگ مصرف تکنولوژی رو هم نداریم. حیف تکنولوژی!

Ronak گفت...

در هر زمان عده ای تولیدکننده تکنولوژی اند و به ناچار عده ای دیگر مصرف کننده آن.به نظر من مسئله مصرف کننده بودن یک تکنولوژی نیست،بلکه معظل عادت به مصرف کننده بودن است.هر جامعه ای به ناچار می بایست از تکنولوژی های کشورهای دیگر بهره بگیرد،باید توجه داشت که در کنار مصرف،تولید کننده نیز می بایست بود تا جو پویایی حاکم گردد.

Ronak گفت...

در هر زمان عده ای تولیدکننده تکنولوژی اند و به ناچار عده ای دیگر مصرف کننده آن.به نظر من مسئله مصرف کننده بودن یک تکنولوژی نیست،بلکه مشکل اصلی عادت به مصرف کننده بودن است.هر جامعه ای به ناچار می بایست از تکنولوژی های کشورهای دیگر بهره بگیرد،باید توجه داشت که در کنار مصرف،تولید کننده نیز می بایست بود تا جو پویایی حاکم گردد.

چيا چاره خواه گفت...

با نظر شما موافقم.لازم نيست هر كشوري همه تكنولوژسهاي خود را خود تهيه كند.عقل حكم ميكند كه آن چيزي كه قبلا درست شده ديگر نياز نيست مجددا درست شود.حالا مشكل ما اينست كه نه انتقال آن تكنولوژي را خوب ميدانيم و نه پرورش آنرا!!

راهله گفت...

سلام موضوع اگر نفت نداشتیم با همه ی کوتاه بودنش بسیار تفکربرانگیز بود از همتتان به عنوان یک ایرانی ممنونم