مديريت كسب و كارها، ايده هاي تجاري، کارآفرینی اينترنتي،ابزارهاي اينترنتي براي مديران، راهنماي كارهاي روزمره در اينترنت، مدیریت اجرایی، MBA
۱۳۸۸ مرداد ۶, سهشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه
ذهن توجيه گر
۱۳۸۷ تیر ۱۰, دوشنبه
importance of an idea
۱۳۸۶ اسفند ۲۶, یکشنبه
شكست بخوريد تا پاداش بگيريد!
ميگويند شكست خوردن، از بزرگترين هنرهاي جهان است
۱۳۸۶ آبان ۱۲, شنبه
نقاشي و مديريت
تجربیات شخصی من در مدیریت :
کاربرد نقاشی در مدیریت
مدیر باید نقاش خوبی باشد.مدیر باید بتواند مفاهیم نامحسوس را تشخیص داده و نقاشی کند.یعنی توسط نقاشی کردن، به مفاهیم پنهان سازمان عینیت ببخشد.اینگونه است که میتوان بر روی ارتباطات، تاثیرات و نحوه بهینه سازی مفاهیم بحث و بررسی نمود.نقاشی کردن کمک میکند آنچه را در ذهن داریم به تصویر کشیده و به صورت مصور برای سایرین بیان نماییم.یک مدیر برای اینکه نقاش خوبی باشد باید چندین مهارت داشته باشد :
باید بتواند مفاهیم و کارکردهایی را که شبیه یکدیگر هستند در یک گروه گرد هم آورده و برای آنها شکل و نام مشترکی طراحی و انتخاب نماییم.این کمک میکند که مدل مساله ساده تر شود.شاید بتوان به آن مهارت انتزاع سازی گفت.مدیر باید بتواند مفاهیم ظاهرا متفاوت را که در اصل به هم مرتبط و شبیه میباشند تشخیص دهد و آنها را در یک گروه قرار دهد.
نقاش خوب کسی است که میتواند مفاهیمی را که اشتباها در هم ادغام شده اند، از هم تفکیک نماید.گاهی میبینیم که یک فرایند یا یک عملکرد واحد در سازمان، ترکیبی از چند مفهوم مهم هستند که در سایه قرار گرفته اند.مدیر با هنر تفکیک سازی خود باید بتواند این مفاهیم ترکیب شده را از هم تفکیک نماید و هر یک را جداگانه بر روی کاغذ به تصویر بکشد تا بتوان آنها را بیشتر و واضحتر تحلیل و بررسی نمود.
مدیر باید تایید کننده خوبی باشد
بسیاری از اوقات در سازمان ایده ها و حرکتهای جدیدی توسط افراد لایه های مختلف مطرح میشود.ایده ای که توسط یک نفر مطرح میشود مانند حرکتی داوطلبانه خود جوش میباشد.مدیر برای آنکه خود و سازمان را از این ایده ها بهره مند سازد فقط کافیست که تایید نماید.مدیر باید اکثریت نظریات و پیشنهادات را تایید نماید.این مساله کمک میکند تا پرسنل به خود جرات فکر کردن و عمل کردن بدهند.بسیاری از حرکتهای خود جوش به علت مخالفتهای محتاطانه مدیر از ابتدا از بین میروند.بسیاری از اوقات کافیست که مدیر فقط تایید نماید تا حرکت جدید آغاز شود.شاید بتوان گفت مدیری که تایید کننده خوبی است در واقع قسمت بزرگی از وظایف خود را انجام داده است.
۱۳۸۶ مهر ۱۵, یکشنبه
مدیریت پروژه!

۱۳۸۶ مرداد ۱۶, سهشنبه
جغرافياي پر حادثه
(شايد حق داريم!)
1- شديدا به ديگران و به دولتهامون بد بين هستيم
2- هركي فكر ميكنه خودش رييسه
3- زود باور ميكنيم
4- زود خوشبين ميشيم
5- خيلي سريع بدبين ميشيم
6-زود قضاوت ميكنيم
7-به همه چيز و همه كس معترض هستيم
8- هميشه فكر ميكنيم كسي يا چيزي پشت قضيه هست كه خوب مارو نميخواد
9-نميتونيم اعتماد كنيم
البته نكات خوب هم در فرهنگ ايراني زياده كه در پست ديگري خواهم گفت.بهترينش همون ديدگاه كل نگر انه به هستي ميباشد .
سهميه بندي بنزين!
تو كه همه چيز بلدي!
يه سوال ازت دارم :
تو دنيايي كه انرژي حرف اول رو ميزنه، تو دنيايي كه آمريكا از انور دنيا صرفا واسه انرژي پاميشه مياد اينورو بهم ميريزه، تو دنيايي كه روسيه 40 ميليون دلار خرج ميكنه كه فقط يه پرچم زير 4200 متر آب بزنه و بگه خاك پر نفت قطب شمال مال منه، اونوقت تو ايران قيمت يك ليتر بنزين از قيمت يك تيتاپ كوچولو كمتربود و تو به هر مقدار دلخواه ميتونستي بنزين بزني.اونوقت اين منبع ارزشمند رو سهميه بندي كردن ؛ بده؟؟
حالا 1000 مشكل درست ميكنه قبول.چون بار اوله چونكه قبلا تجربه نداشتيم
ولي نفس كار كه خوبه
لااقل اينو قبول كن
فقط بلديم اعتراض كنيم!
مدتي گذشت كم كم ياد گرفتيم اعتراض كنيم.نقد كنيم تحليل كنيم.خرده بگيريم.تا حالاش خوب بود.چونكه حق و حقوق مسلم خودمونو فهميده بوديم.
بعد از مدتي به اعتراض كردن عادت كرديم!ديگه حالا شب و روز اعتراض ميكرديم.اگه يه روز اعتراض نميكرديم شب خوابمون نميبرد.
هرچي ديديم اعتراض كرديم.از نون و سبزي گرفته تا بنزين و سياست و اقتصاد.
سيستم تغييير كرد.داد زد گفت من دارم خوب ميشم اصلاح ميشم!تغييرات منو ببينيد!
ولي گوش ما كه بدهكار نبود چونكه عادت كرده بوديم كه فقط اعتراض كنيم.آخه هيچي راحتتر از اعتراض كردن نيست كه.بالاخره هر جايي يه مساله يا اشكالي پيش مياد و اينجاست كه همه معترض ميشن هركي يه جوري خرده ميگيره.
خلاصه سيستم هي تغيير ميكرد ولي ما حالا ديگه تغيير نميكرديم.به مرحله اي رسيديم كه ديگه خوب و بد رو همه بد ميديديم.
هيچ كاري سخت تر از قضاوت نيست.هيچ كاري سختتر از ديدن منصفانه نيست.هيچ كاري سخت تر از ديدن تمام زوايا باهم نيست.
هيچ كاري سخت تر از ديدن حقيقت نيست ولو اينكه برخلاف ديدگاه ما باشه.
اين عادت مثل يك آفت فرهنگ ايراني رو فراگرفته
درست!اعتراض كنيم ولي ببينيم سهم ما چيه و به سهم خودمون، خودمونو حداقل اصلاح كنيم.
۱۳۸۶ تیر ۵, سهشنبه
مچ گيري گوگل!
۱۳۸۶ خرداد ۲۷, یکشنبه
اگر نفت نداشتيم چه ميشد؟
" اگر نفت نداشتيم چه ميشد؟"
مهم نيست به چه جوابي ميرسد بلكه مهم اينست كه او را به فكر واميدارد!
اين سوال را بايد پرسيد و منصفانه در جستجوي راه حل آن بود.
اين سوال بايد در تمام لايه هاي جامعه جريان پيدا كند.مطمئنا نتيجه آن هرچه باشد به نفع همه است.
(توضيح براي مهندسين : اصلا اين نفت بد جوري تفكر مهندسي را از بين ميبرد)
۱۳۸۶ خرداد ۲۶, شنبه
مجموعه اي از چرا ها و چراها و چراها؟؟؟
پرسيدن و چرا گفتن و مقايسه كردن كار خوبي است به شرطي كه منجر به راه حل شود.يعني چرا گفتن ما را به سمتي هدايت كند كه ريشه يابي كنيم.مقايسه كردن هم بايد همين كاركرد را داشته باشد.اگر عادت كنيم صرفا مقايسه كنيم و بازهم مقايسه كنيم دچار يك نوع دور باطل ميشويم.
دليلي ندارد كه همه موارد را قبول كنيم.مهم اينست كه با ديدگاهي منصفانه دليل آنها را ريشه يابي كنيم و بازهم از خودمان بپرسيم آيا آنچه كه گفته صحيح است؟ و دليل آن چه ميتواند باشد؟
لزومي ندارد خودمان را با جوامع ديگر هم مقايسه كنيم.چه بسا آنها هم همين مشكل را داشته باشند.فقط كافيست قضاوت كنيم كه آيا اين يك معضل است يا نه و اگر معضل است چگونه آن را ميتوان بهبود داد.
فايل متني را از اينجا ميتوانيد دانلود كنيد
۱۳۸۶ فروردین ۲۲, چهارشنبه
ديدگاه سيستمي در تفكر شرقي
آخرين تئوريهايي كه در مديريت عنوان ميشود بر لزوم تقويت ديدگاههاي سيستمي تاكيد دارد. تا جاييكه بعد از عصر ماشينها، هم اكنون عصر سيستمها مطرح ميشود.
ديدگاه سيستمي به اين معني است كه بتوانيم از يك ديدگاه فراگير به سازمانها به عنوان يك سيستم يكپارچه نگريسته و مسائل، معضلات و پيچيدگيهاي آنها را از ديدگاهي سيستمي و كل نگر(و نه توجه صرف به عملكرد جزييات) مورد بررسي قرار دهيم.
به نظر ميرسد در كشور ما ديدگاه سيستمي در لايه هاي مديريتي ضعيف بوده و بر خلاف داشتن نخبه هاي فراوان در زمينه هاي مختلف علمي و تكنولوژيكي، از كمبود متخصصان سيستمي كه داراي تبحري در نگرش و تحليل سيستمي و سازماندهي سيستمها به صورت علمي باشند، رنج ميبريم. به تعبير ديگر، هرچند از لحاظ نخبگان (تك بعدي) غني بوده منتها خلا وجود نخبگان سيستمي و چند بعدي مشهود ميباشد.
يكي از دلايل اين خلا ميتواند نحوه آموزشها باشد و دلايل ديگر ميتواند تاريخي باشد.
حال جالب است بدانيم كه آقاي راسل اينكلن ايكاف(Russell L. Ackoff) استاد علوم سيستمها در دانشگاه پنسيلوانيا كه از صاحب نظران مبحث سيستمها ميباشد، خواستگاه تفكر سيستمي را در تفكر شرقي و از قرنها پيش ميداند. ايكاف در كتاب "برنامه ريزي تعاملي" عنوان ميكند :
"شرق قرنهاست كه مفهوم سيستم را براي سازمان دادن تفكر خود درباره عالم مورد استفاده قرار داده، ليكن در باره سيستم به صورت علمي فكر نكرده است.بنابراين اميد است كه در آفريدن علوم سيستمها بتوان فرهنگهاي شرق و غرب را تلفيق نمود.اين دو فرهنگ درعصر سيستمها ممكن است باهم تلاقي كنند.
.... بسياري تصديق ميكنند كه اين مفهوم كل گرايانه از خدا دقيقا خداي بسياري از مذاهب شرقي است كه خدا را به عنوان يك سيستم شبيه سازي ميكنند، نه به عنوان يك عنصر.بنابراين شگفت آور نيست كه در دو دهه اخير بسياري از جوانان غرب – محصولات عصر سيستمهاي در حال ظهور- به مذاهب شرق روي آورده اند. "
اين اظهار نظر در مورد فرهنگ شرقي ما را به ياد آن جمله مشهور مي اندازد كه :
"يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم."
۱۳۸۶ فروردین ۱۳, دوشنبه
ارائه اینترنت پر سرعت توسط گوگل Tisp

بروید ببینید این غول اینترنتی چگونه ارتباط پرسرعت اینترنتی(از طریق تکنولوژی Tisp( ارائه میدهد.آنهم تا 8 Mbps سرعت دانلود به صورت مجانی!!!
برای سرعت 32 Mbps فقط ماهی 24 دلار میگیرد!!
در قسمت سوال و جواب گفته است هزینه ارائه سرویس مجانی آنرا از طریق تبلیغات برای سلامتی مشتریانش بدست می آورد و اگر درست متوجه شده باشم وضعیت سلامتی مشتریانش را هم از روی مدفوعات توالتی آنها بدست می آورد.آخر این تکنولوژی از شبکه های فاضلاب برای برقراری ارتباط استفاده میکند.
تعرفه هایش را ببینید :
| Trickle | The #2 | Royal Flush | |
Download speed (max) | 8 Mbps | 16 Mbps | 32 Mbps |
Upload speed (max) | 2 Mbps | 4 Mbps | 8 Mbps |
Price | Free | $9.95/mo. | $24.95/mo. |
فلسفه ده گانه شرکت گوگل
میتوان استنباط کرد که این شرکت بسیار موفق دلیل موفقیتش چه بوده است.
ارزشهای اخلاقی کاملا مشهود است.
در جایی گفته است هدف ما اینست که مشتریان ما آنقدر سریع سرویس بگیرند که در کمترین زمان سایتمان را ترک کنند.
گفته اند به هیچ عنوان در جستجوها و ارائه نتایج, به کسی باج نمی دهیم و از کسی رشوه
نمی گیریم!!!
و خیلی نکات ظریف دیگر......
در ضمن در لینکهای سمت چپ صفحه بسیاری از اطلاعات جالب دیگر در مورد شرکت را میتوانید ببینید.
این شرکتهای بزرگ و موفق چقدر به تعریف فرهنگ و فلسفه کسب و کار خود و تعهد به آن اهمیت میدهند!!! و واقعا یکی از دلایل اصلی موفقیتشان هم همین است.
۱۳۸۵ اسفند ۷, دوشنبه
همه چيز را رد نكنيم!
آنهايي كه فقط عادت كرده اند همه چيز را رد كنند و به همه چيز(چه خوب و چه بد) ايراد بگيرند، بدانند كه اينجا خيلي چيزهاي خوب هم يافت ميشود.بصيرت ديدن ميخواهد.
(ديگر بيشتر از اين نتوانستم غير سياسي توضيح بدهم!)
اگر به فيلتر برخورديد ميتوانيد از طريق گوگل ريدر مشترك شويد
يا نوشته هاي مورد علاقه ام را در گوگل ريدر بخوانيد
۱۳۸۵ دی ۲۶, سهشنبه
درس مديريت فناوري و نوآوري - مدیریت انتقال تکنولوژی
۱۳۸۵ دی ۱۸, دوشنبه
بدون شرح!
به عبارتي معادل يك برابر و نيم ورزشگاه آزادي در هر سال! يا كمي بيشتر از صادرات نفت يعني چيزي معادل 40 بيليون دلار در سال.
زماني اينو در شرق خوندم بعدا گفتم شايد اشتباه بوده ولي بازم اينجا ديدم.
اكثرا جواب دادند كه دنبال زندگي بهتر ميرويم.زندگي بهتر يعني چه؟
زندگي بهتر يعني زندگي با واقعيتها يعني قبول واقعيتها و تلاش براي بهتر ساختن آنها.زندگي بهتر يعني نقش فعالانه در بهتر سازي زندگي خود و ديگران.زندگي اي كه مال من و ديگران است.
اگر شما ميرويد پس اينجا را چه كسي بسازد؟ اينجا عده زيادي براي زندگي بهتر به شما نياز دارند ؟
دلم ميخواد كمي ناراحت باشم.....
۱۳۸۵ دی ۶, چهارشنبه
اول انتقاد دوم انتقاد سوم انتقاد
كسي نميگويد چرا اينطوري هستيم و كسي نميگويد چگونه بهتر شويم؟؟؟
وقتي هم راه حل ارائه ميدهيم ميايم كل كارهاي قبلي رو ميبريم زير سوال و ميگوييم همه چيز از نو شروع شود به سبكي كه من ميگويم!
مهندسي معكوس به سبك ايراني!
زماني اين خارجيها فكر كردند و فكر كردند و فكر كردند كه مثلا چگونه كيفيت رو بهبود بدهند و فرايند دستيابي به كيفيت را به صورت مستمر درآورند.بعد از اينكه به نتيجه رسيدند تست كردند و جواب گرفتند ، نهايتا اسم تجربيات خود را مثلا گذاشتند ISO
در آن زمانها ما از اين تلاشها بيخبر بوديم.تا اينكه ناگهان به ما گفتند خارجيهاخيلي پيشرفت كردند.رفتيم پرسيديم.آنها گفتند پيشرفتهاشون به خاطر ISO و... بوده.چي بود؟ كي بود ؟ ISO بود.خوب ايزو بگيريم تا پيشرفته بشويم.
همه رفتند ايزو گرفتند.يكي قابش كرد يكي به سر در زد يكي تبليغ كرد يكي آرمشو تو سربرگ نامه گذاشت و...
ولي پيكان همون پيكانه!!!!
جاده همون جاده س!!!
بانك همون بانكه!!!
خدمات همون خدماته!!!
و..........
بعد كلي تو سر هم زديم كه بابا منظور اين خارجيها از حرف I تو ISO آن بود و منظور از S اين بود .
( در حاشيه : آنها مفاهيم Concept ها را ميگيرند و بعد از بهره برداري آنرا تعريف ميكنند وبعد ما تعاريف آنها را ميگيريم و قاپش ميكنيم. )
بعد ديديم كه اونها خيلي پيشرفته تر شدن.رفتيم پرسيديم گفتند تكنولوژي برتر دارند.گفتيم خوب ما هم بخريم.در نتيجه رفتيم كليه مونيتورهاي دفتر كار خود را به صفحه تختهاLCD عوض كرديم.خيلي زيبا شد.با ايزو ميخونه! ما پيشرفته شديم!!! شاد باشيم.
(در حاشيه : به اين ميگن مفهوم زدگي!!! تكنولوژي زدگي!!!)