ه‍.ش. ۱۳۸۶ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

جغرافياي پر حادثه

جغرافياي ايران جغرافياي پر تردد و پر حادثه اي است.جغرافياي تضاد پروريست.بيشترين تردد بيگانگان اينجا بوده.بيشترين ذخيره منابع اينجاست.اين روند تاريخي پر هيجان،پر جنگ و پر تلاطمي كه جغرافياي استراتژيك ايران طي نموده، از فرهنگ ايراني اين رو ساخته :
(شايد حق داريم!)
1- شديدا به ديگران و به دولتهامون بد بين هستيم
2- هركي فكر ميكنه خودش رييسه
3- زود باور ميكنيم
4- زود خوشبين ميشيم
5- خيلي سريع بدبين ميشيم
6-زود قضاوت ميكنيم
7-به همه چيز و همه كس معترض هستيم
8- هميشه فكر ميكنيم كسي يا چيزي پشت قضيه هست كه خوب مارو نميخواد
9-نميتونيم اعتماد كنيم

البته نكات خوب هم در فرهنگ ايراني زياده كه در پست ديگري خواهم گفت.بهترينش همون ديدگاه كل نگر انه به هستي ميباشد .

سهميه بندي بنزين!

اي استاد!دكتر!مهندس!
تو كه همه چيز بلدي!
يه سوال ازت دارم :
تو دنيايي كه انرژي حرف اول رو ميزنه، تو دنيايي كه آمريكا از انور دنيا صرفا واسه انرژي پاميشه مياد اينورو بهم ميريزه، تو دنيايي كه روسيه 40 ميليون دلار خرج ميكنه كه فقط يه پرچم زير 4200 متر آب بزنه و بگه خاك پر نفت قطب شمال مال منه، اونوقت تو ايران قيمت يك ليتر بنزين از قيمت يك تيتاپ كوچولو كمتربود و تو به هر مقدار دلخواه ميتونستي بنزين بزني.اونوقت اين منبع ارزشمند رو سهميه بندي كردن ؛ بده؟؟
حالا 1000 مشكل درست ميكنه قبول.چون بار اوله چونكه قبلا تجربه نداشتيم
ولي نفس كار كه خوبه
لااقل اينو قبول كن

فقط بلديم اعتراض كنيم!

اول وضعيت نابسامان بود.راضي نبوديم.طبق انتظارمون نبود.
مدتي گذشت كم كم ياد گرفتيم اعتراض كنيم.نقد كنيم تحليل كنيم.خرده بگيريم.تا حالاش خوب بود.چونكه حق و حقوق مسلم خودمونو فهميده بوديم.
بعد از مدتي به اعتراض كردن عادت كرديم!ديگه حالا شب و روز اعتراض ميكرديم.اگه يه روز اعتراض نميكرديم شب خوابمون نميبرد.
هرچي ديديم اعتراض كرديم.از نون و سبزي گرفته تا بنزين و سياست و اقتصاد.
سيستم تغييير كرد.داد زد گفت من دارم خوب ميشم اصلاح ميشم!تغييرات منو ببينيد!
ولي گوش ما كه بدهكار نبود چونكه عادت كرده بوديم كه فقط اعتراض كنيم.آخه هيچي راحتتر از اعتراض كردن نيست كه.بالاخره هر جايي يه مساله يا اشكالي پيش مياد و اينجاست كه همه معترض ميشن هركي يه جوري خرده ميگيره.
خلاصه سيستم هي تغيير ميكرد ولي ما حالا ديگه تغيير نميكرديم.به مرحله اي رسيديم كه ديگه خوب و بد رو همه بد ميديديم.
هيچ كاري سخت تر از قضاوت نيست.هيچ كاري سختتر از ديدن منصفانه نيست.هيچ كاري سخت تر از ديدن تمام زوايا باهم نيست.
هيچ كاري سخت تر از ديدن حقيقت نيست ولو اينكه برخلاف ديدگاه ما باشه.
اين عادت مثل يك آفت فرهنگ ايراني رو فراگرفته
درست!اعتراض كنيم ولي ببينيم سهم ما چيه و به سهم خودمون، خودمونو حداقل اصلاح كنيم.